انتقال پایتخت! چرا؟!

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

انتقـــــــال پایتخــــــــــــت!   چرا؟!

 

امروزه نقش سرمایه گذاری برای به حرکت در آوردن چرخ های توسعه اقتصادی بر کسی پوشیده نیست. برای این منظور مناطق سعی می‌کنند از طروق مختلف سرمایه گذاری در منطقه را افزایش نموده که شاهد آثار مستقیم و غیر مستقیم آن در توسعه اقتصادی، کاهش فقر، کاهش نرخ بیکاری و... باشند.

بر همین مبنا در فرهنگ کشورهای مختلف تشویق به پس انداز به ویژه در بانک‌ها یکی از راههای تامین منابع مالی برای سرمایه گذاری است که این امر فرایند سرمایه گذاری را تسهیل می‌کند، علاوه بر آن تشویق خارجی‌ها به امر سرمایه گذاری نیز از اهمیت خاص برخوردار است که مورد نظر این نوشتار نیست.

در ایران نیز دولت ضمن اختصاص اعتبارات ملی و استانی به کلیه استانهای کشور و همچنین فراهم آوردن شرایط برای پرداخت تسهیلات در غالب اعتبارات بانکی شرایط لازم برای سرمایه گذاری یا از طریق احداث کارخانه‌های مختلف (به ویژه در دههای ۵۰-۷۰) و یا ایجاد زیر ساخت برای توسعه سرمایه گذاری بخش خصوصی شرایط لازم برای توسعه استان را فراهم نموده است.

خوشبختانه برخی استان‌ها از لحاظ تعداد بنگاههای فعال اقتصادی در شرایط مناسبی برخوردار هستند. علی رغم گذشت چند دهه از فعالیت کارخانجات در استان‌ها هم اکنون با پدیده خروج سرمایه در اغلب استان‌ها مواجه بوده و اکثرا گلایه از این پدیده نامیمون در استان خود دارند.

اما چرا سرمایه‌ها در استان‌ها متمرکز نشده و ایجاد کارخانه‌های اولیه منجر به توسعه آتی در منطقه نشده است و نتوانسته به عنوان موتور محرک اقتصادی عمل نماید و تحولات اقتصادی باعث شده است امروزه استانهای کشور با پدیده بیکاری به ویژه بیکاری جوانان دست و پنجه نرم کنند.

بیکاری جوانان از این حیث اهمیت دارد که این گروه قبلا سرکار نبوده لذا برای مشغول شدن آن‌ها قطعا به سرمایه گذاری جدید نیاز است و از سوی دیگر حداقل ۲۵-۳۰ درصد آن‌ها بیکاران با تحصیلات عالی می‌باشند که ایجاد اشتغال آن‌ها نیاز به سرمایه گذاری در شرکت های با دانش فنی بالا‌تر و یا شرکت‌ها دانش بنیان است که اصولا این نوع سرمایه گذاری نیاز به اعتبارات بالایی دارد.

برای پاسخ به این پرسش از سه گروه شاخص برای تبیین دلایل عدم تبدیل ایجاد کارخانه‌های بزرگ به موتور محرک برای استان‌ها پرداخته خواهد شد. قاعدتا این موارد همه مسایل نبوده و متغییرهای تاثیر گذار دیگری نیز قابل بحث است که می‌توان در نوشتار دیگری به آن پرداخت و به زعم نویسنده موارد مطرح شده از مسایل بسیار مهم و تاثیر گذار است و در صورت حل آن بخش بزرگی از مسایل استان‌ها حل خواهد شد.

در سال ۱۳۹۰ تولید ناخالص داخلی کشور ۵۰۰۸ هزار میلیارد ریال بوده است که توزیع استانی آن نشان می‌دهد که استان تهران با سهم ۲۷. ۹در صد بالا‌ترین و استانهای اصفهان ۷. ۱۳ در صد و خراسان رضوی ۶. ۶ و خوزستان ۵. ۸۴ در صد در رده‌های بعدی می‌باشد (لازم به ذکر است به منظور مقایسه ناچار به استفاده آمارهای سال ۱۳۹۰ بوده زیرا آخرین آمار منتشره در خصوص تولید ناخالص داخلی استان‌ها مربوط به این سال می‌باشد)

خروج سرمايه مشكل اصلي استانهاي كشور

 

با مشاهده شکل ۱، استانهای کهکیلویه و بویر احمد، ایلام و خراسان جنوبی کمترین میزان تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده‌اند به عبارت دیگر فاصله استان تهران با استان بعدی خود۹. ۳ برابر و با آخرین استان ۵۳ برابر است.

به طور طبیعی بایستی میزان تولید ناخالص داخلی با مانده سپرده‌های بانکی و به تبع آن تسهیلات در یک سو باشند به عبارت دیگر 
. . .

                        لطفا به ادامــــــه مطلب مراجعه نماییـد

نویسنده : بازدید : 8 تاريخ : سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 2:59

فهرست وبلاگ